عکسهای اولین سفر هوایی مرساناجون (جزیره کیش)25/9/90
۱۰۶روزهگی اولین باری که سوار کالسکه شدی عزیزم اولین بار با اغوش بند ...
نویسنده :
مامان فریبا
12:07
اولین شب یلدا مرساناجون
به صد يلدا الهي زنده باشی انارو سيب و انگور خورده باشي اگر يلداي ديگر من نباشم تو باشي وتو باشي و تو باشي عزیزدلم امسال به مناسبت اولین شب یلدای شما همه خونه ما دور هم جمع شدیم قبل از اینکه مهمونا بیان شما بیدار بودی و من و مامان مهسا حدودا ۲۰۰ تا عکس ازت گرفتیم و شما گلم هیچی نگفتی دیگه اخراش خوابیدی و تا اخر شب هم بیدار نشدی قربونت برم دخترم بابا احمد میگفت اینشاالله سال دیگه بالای کرسی برامون برقصی قابل توجه اگه عدد صفحه نظرات نیود ...
نویسنده :
مامان فریبا
12:07
سال نو میلادی 2012مبارک باد
سال ۲۰۱۲ مبارک باد عزیزدلم به مناسبت اولین سال نو میلادی شما این درختو تزیین کردم و با عشق این لباسو برات بافتم و بهانه ای شد به مناسبت اولین سال نو میلادی شما گلم همه دور هم جمع بشیم مرسانا.......من متعلق به همتونم من مخلص همتون هستم وایییییییی مامان فری چیکار کردی چه درخت خوشکلی من شیرمو خوردم اماده ام حالا عکساتونو بگیرین کم کم دارین حوصلمو سر میبرین از مظلومیت من سو استفاده میکنین هاااااااااا ااااا ا دارم میوفتم بجنبید دیگه...........تاکله پا نشدم.............. بس دیگه خسته شدم همتون هپی نیویر باشین سال نو میلادی مبارککککککککککککککککک ...
نویسنده :
مامان فریبا
12:07
4 ماهگی دلبرم
چهار ماهگیت مبارک عروسکم پایان ۴ ماهگی شما عزیز با دو مناسبت همراه بود ۱- مناسبت اول مصادف بود با سال نو میلادی ۲۰۱۲ ۲- مناسبت دوم همراه بود با بیست و نهمین ۲۹ سالگرد ازدواج منو بابایی مامان مهسا و بابا مجید مارو خیلی خیلی سوپرایز و شرمنده کردن ومثل همیشه یه کادو بیاد ماندنی برامون گرفته بودن یه تلفن خوشکل دستشون درد نکنه عزیزای دل اینشاالله که بتونیم جبران کنیم البته قشنگترین و بهترین وبا ارزشمند ترین هدیه رو امسال بهمون داده بودن اونم وجود نازنین مرسانا جونمه (مغربادوم )امیدوارم همیشه درپناه خدا سالم و عاقبت بخیر باشی عروسکم خوب حالا بری...
نویسنده :
مامان فریبا
12:07
120 روز عاشقی با هدیه خداوند
عاشقتمممممممممممممممممممممممم وقتی تا کسی که برات اشناست میبینی با صدای بلند جیغ میکشی و ذوق میکنی عاشقتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتم وقتی میخوای شیر بخوری انگشت مامانو محکم میگیری عاشقتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتم وقتی داری گریه میکنی تا اینه رو میبینی ساکت میشی عاشقتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتم وقتی مدتها با جغجغه سرگرم میشی و بازی میکنی و ذوق میکنی برای گرفتن اشیا عاشقتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتم وقتی بابایی احمد هزار مدل ازت عکس میگیره و صدات در نمیاد و در اخرررررررررررررررررررر عاششش...
نویسنده :
مامان فریبا
12:07
تولد بابایی احمد
عزیزدلم روز چهارشنبه۲۱/۱۰/۹۰ مامان مهسا و بابا مجید اومدن خونمون و وقتی واردشدن دیدم دست بابایی مجید علاوه برشما قند عسلم یه کیک قشنگ هم هست به محضی که وارد خونه شدن با هم گقتن بابا تولدت مبارک من و بابایی احمد خیلی خیلی سوپرایز شدیم و طبق معمول هرسال مارو شرمنده و غافلگیر کردن کارهای بابا مجید و مامان مهسا خیلی قشنگه مخصوصا بابا مجید متخصص سوپرایز کردنه همیشه در یاداوری خاطرات خوش زندگیمون سهیم بودن و با زنده کردن این ایام لحظات قشنگی رو برامون ثبت کردن مهسا جون و مجید جون دستتون درد نکنه دوستتون داریم اینم دوتا هدیه قشنگ که برامون اوردن و علاوه بر اینا یه کار قشنگی که ما...
نویسنده :
مامان فریبا
12:07
تولد اسالگی وبم
عروسکم سال گذشته در چنین روزی تصمیم گرفتم وبلاگی داشته باشم تا بتونم خاطرات عسلم رو ثبت کنم هنوز هیچ خبری ازشما نبود ولی فرشته ها ی مهربون خبرو رسوندن و شما سریع اومدی تو دل مامانی خدارو شاکرم بابت اینکه تونستم تمام لحظات شادی رو در این وبلاگ ثبت کنم توی این مدت یکسال با خیلی ها دوست شدم و از تجارب اونا استفاده کردم به ارشیو که نگاه میکنم کلی خاطره برام زنده میشه از تمام لحظات و احساساتی که ثبت شد حالا یک گنجینه با ارزش دارم گاهی باید برگردم به عقب و نگاه کنم تا یادم بمونه انچه امروز داریم ارزوی دیروزمون بوده و حالا خدارو صد هزار بار شکر میکنم که شما عزیزو به ما هدیه داده اینشاالله خدا عمر...
نویسنده :
مامان فریبا
12:07










