مامانی فری و مرساناجون

شیزینکاریهای 80 روزگی مرساناجون

قربون اون صدای قشنگت برم   قربونت برم که هر روز یه عکس العمل جدید  داری قربونت برم که مامان مهسا میگفت از امروز صداهای قشنگ از  خودت در میاری و منم پشت تلفن شنیدم و کلی ذوق کردم قربونت برم تا باهات صحبت میکنیم  فوری میخندی قربونت برم وقتی بهت میگیم اقو لباتو بازو بسته میکنی و سعی  میکنی بگی و بلاخره به یک اق ختم میشه قربونت برم که سرتو بالا نگه میداری وبا نگاهت همه چی رو دنبال میکنی قربونت برم که عاشق لوستری و چشم ازش بر نمی داری   قربونت برم تا گشنت میشه تمام  انگشتاتو میکنی تو دهنت و چون نمیتونی بخوری میزنی زیر گریه قربونت برم که اسباب بازیت شده گوش سمت چ...
14 آذر 1390

میهمانی

سلام گلم دیروز به افتخار شما مهمونی داشتیم     فامیلای من خیلی وقت میخوان بیان دیدن  شما ولی جور نمی شد    تا اینکه دیروز همه دور هم بودیم خوش گذشت مخصوصا که دوتا از دوستای من بودن و مجلسو  حسابی گرم کردن   راستی یادم رفت بگم دیروز خیلی هوا سرد بود و  اخر شبم حسابی برف اومد  مامان مهسا هم از ترس سرما حسابی لباس  تنت کرده بود خیلی بامزه شده بودی فورا ازت  عکس گرفتم   فامیلا همه زحمت کشیده بودن و حسابی ما رو  شرمنده کردن دستشون درد نکنه   اخه خدارو خوش میاد شما بخورین  ومن فقط نیگاه کنم ...
14 آذر 1390

لیست کادوها

امروز میخوام لیست کادوهایی که فامیلای مامانی فری برای شما عزیز اوردن برات بذارم تا به رسم یادگار برات بمونه گلم مامانی فری  :یک سکه کامل بهار ازادی بابایی احمد:یک سکه کامل بهار ازادی مامانو بابا مامانی فری:۲۰۰ تومان خاله فرشته :۵۰ تومان ملیکا جان ۲۰تومان +یک جعبه شکلات خوشکل دایی فرزاد :۵۰تومان دایی مهدی :۵۰تومان خاله فهیمه :۵۰ تومان عمه مامانی فری:۳۰تومان دخترخاله...........:۳۰تومان دختر عمه.........:۵۰تومان دختر عمو.........:۳۰تومان الهام جان : ۲۰تومان اسما جان :۱۵ تومان سهیلا و مریم جان :۲۰تومان مزگان جان :اسباب بازی دخترعمه و عروس عمه :وسیله خونه خانم الهی :سکه پارسیان ۳۰ تومان طوبا جان :۲۰ تومان زهر...
14 آذر 1390

9/9/90

90روزگی در90/9/9 سلام عزیزم دیروز ۹/۹/۹۰ بود و خیلی جالب بود که همزمان با ۹۰ روزگی شماگلم بود  و چون دست مامان مهسا تو گچ بود خونه ما ماهگردو گرفتیم اینشاالله عکسها رو تو پست بعدی میزارم در ضمن خاله فرشته مهربون و عمو هادی و بچه  هاشونم بودن  شب خوبی بود قربونت برم که صبوری و هیچی نمیگفتی و هر حالتی ازت عکس میگرفتیم   فقط نگاه میکردی مادرجون خیلی مظلومی قربون اون معصومیتت برم الهی ...
14 آذر 1390

ماهگرد سوم

سه ماهگیت مبارک عزیزم قربونت برم که با ما همراهی کردی بازم ماهگرد هورا...................من سه ماهه شدم من....................... خوشکلم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اوخ جون.........................بازم کادو   بابا خسته شدم ولم کنین این ماهگرد هم شده برای ما دردسر بابا بیخیال .........من خوابم میاد بابایی احمد و مرساناجون واییییییییییی از دست این دایی محمد بابا مجید مهربون   حالابریم سراغ کادوها     اینم کادو بابا و مامان جون   کادو  مامانی فری که با عشق برات بافتم عزیزم اینم کادو بابایی احمد که همه مارو سوپرایز کرد اینم کادو خاله فرشته ...
14 آذر 1390

پابوس امام رضا

عسلم روز ۱ مهر ۹۰ که مصادف با شهادت امام جعفر صادق بود  و شما ۲۱ روزه بودین رفتیم پابوس امام رضا  اینشاالله که ا مام رضا همیشه حامی شما باشه و در پناه امام هشتم سالم و پایدار و عاقبت بخیر باشی الهی امین   ...
23 آبان 1390

اولین ماهگرد عسلم

روز ۱۱ مهرماه اولین ماهگرد شما عزیز بود  عمو و زن عمو مامان مهسا از تهران اومده بودن و همگی دعوت شدیم خونه شما  شام اونجا بودیم خیلی شب خوبی بود   اول شب عزیزم   بیدار بودی و تونستیم چند تا عکس ازت بگیریم ا  داشت یادم میرفت اولین عکسی که میخواستیم ازت بگیریم گذاشتیمت رو زمین که یک دفعه دست خوشکلتو زدی به کیک وکیکو  خراب کردی قربونت برم الهییییییییی خلاصه شامو خوریم و نوبت رسید به کادو دادم عمو مامان یه سکه  پارسیان ۵۰ تومنی +۳۰ تومن پول مامان مهسا و بابا مجید یه دستگاه بخور من و بابای احمدم یه انگشتر وگردنی کفشدوز اینم عکسش اینشالله بتونم تا ماهگردهای دیگه ستشو ...
23 آبان 1390

آقو کردن عشقم

  عشقم نفسم عمرم   دیروز رفته بودیم خونه مامانی  تازگیها خیلی شیطون شدی خوابت کم شده دیشب برای اولین بار اقو گفتی وای نمیدونی منو مامان مهسا چقدر خوشحال شدیم تا حالا صداتو نشنیده بودیم و فقط گریتو شنیده بودیم الان خیلی با عجله دارم تایپ میکنم چون دیر شده و داریم میریم خونه ادامه پست فردا میذارم         ...
23 آبان 1390

اولین مسافرت مرساناجون

سلام دخترم دیروز ۲۷/۷/۹۰ بامامان و بابا رفتی دکتر چکاپ دو ماهگی  البته چون جمعه که بشه ۲۹ مهر میخوای اولین مسافرتو بری زودتر بردنت چکاپ  عسلم وزنت در ۴۸ روزگی شده ۴۹۵۰ و دکتر گفته بود خیلی خوبه فربونت برم که داری بزرگ میشی درضمن قراره فردا اولین مسافرتو با دخترموی عزیز و مامان بابایی برین شمال اینشاالله به خیری و خوشی بربن و بهتون خوش بگذره   ...
23 آبان 1390