مامانی فری و مرساناجون

متن گفتگو اینترنتی مامان مهسا با بچه های نی نی سایت

به دختر گلم مهسا جون   آرزوهاتو یادداشت کن ویکی  یکی از خدا بخواه.  خدا یادش نمی ره.  اما تو یادت  می ره که اون چیزی که امروز داری آرزوی دیروزت بوده. خدایا سپاسگزارم. به خاطر همه چیزهایی که امروز داریم و همه اون چیزهایی که نداریم متن اینترنتی مامان مهسا با بچه های کلوپ نی نی سایت  وقتی بی بی چک مثبت شد سلام بچه ها منم ديروز گدذاشتم يه خطش پررنگ يكي كمرنگ منم بامورم نميشه 1389/10/25   8:20 ق.ظ     الي جان امروز بايد برم آز اما نميرم خسته شدم از بش جواب مشكوك شنيدم ديشب اينقدر حالت تهوع داشتم اي درد مشكوك زير دلم ترسونده من رو فشار بهم مي...
23 آبان 1390

تولد دو ماهگیت مبارک عزیزم خاطرات ماهگرد دوم

روز سه شنبه ۱۰/۸/۹۰ عصر بود که منو بابایی  رفته بودیم برای شما به مناسبت ماهگرد دوم کادو بگیریم  که مامان مهسا زنگ زد سریع خودتونو  برسونین که حالم خوب نیست خیلی نگران شدم خوشبختانه کادو رو خریده بودیم  و سریع به طرف خونه شما حرکت کردیم   وقتی رسیدیم دیدم مامان مهسا داره از شدت درد گریه میکنه و شما ساکت و با تعجب به مامان نگاه میکردی        سریع زنگ زدم به دکتر و اونم یه سری دارو داد به بابا مجید گفتیم واونم سریع داروهارو خرید و اومد خونه مامان داروهارو خورد و خدارو شکر حالش بهتر شد مامان گفت حالا مراسمو شروع کنیم  اخه...
23 آبان 1390

اولین واکسن عزیز دلم

روز ۱۱/۸/۹۰ ولین واکسن شما عزیزو باید میزدیم  برای همین من شب قبلش که مصادف بود با ماهگرد گلم خونه شما خوابیدم فردا صبح با مامانو بابا راهی مرکز بهداشت شدیم برای  واکسن زدن  مامان مهسا خیلی استرس داشت برای همین تا خانم پرستار اومد امپولو بزنه مامان از اتاق بیرون رفت و شما شروع کردی به گریه کردن بمیرم الهی تا حالا ندیده بود اینجوری گریه کنی  فوری خانم پرستار مامان مهسا رو صدازد و گفت شما فقط میتونی ساکتش کنی و مامان شروع کرد با شما صحبت کردن   واقعا قربون خدا برم با تمام حکمتاش شما در کمال تعجب ساکت شدی  و بعد اومدیم خونه ما دقیقا ساعت ۲ بود که دوباره شروع کردی به گریه کردن اونروز بود که برای اولین بار ...
23 آبان 1390