<no title>

اولین مریضی طولانی
فدات بشم عروسکم که مدت یک هفته که مریضی اول با تب شدید شروع شد بعد از اینکه تبت قطع شد
ادامه مریضی خودشو با اسهال و استفراغ نشون داد عزیز دلم خیلی لاغر شده و اصلا اشتها نداره
خیلی ها میگن مال دندوناش که اینشالله اینجوری باشه دیروز وقتی دیدیم حالت بهتره با مامان مهسا و بابایی احمد رفتیم برات لباس بخریم اولش حالت خوب بود وقتی اومدیم تو ماشین از بغل مامان گرفتمت اوردم پیش خودم که ای داد برمن شروع کردی به بالا اوردن منو بابای احمد هل شده بودیم و تمام لباسامونم کثیف شده بود بعد رفتیم خونه مامان من و اونجا مامانم برات کته شوید درست کردو یکم بهتر شدی و شروع کردی به بازی کردن عزیزم امروز هم پیش من بودی حالت تهوع بهتر شده ولی خیلی بی اشتهایی که قرار عصر بریم دکتر این اولین مریضی طولانی بود که داشتی و همه مارو پکر و بیحوصله کرده اینشالله که به امید خدا زود زود خوب بشی عسلم و همه مارو از نگرانی و نا راحتی در بیاری
این عکسم دیروز ازت گرفتم کاملا مشخصه که چند تا دندون باهم داری در میاری

<no title>
