wooooooooooooooooooooooooooooowااولین گامها

دختر عزیزم مرسانای نازم 
ساعت ۴۵/۲۲روز یکشنبه۵ اذر ماه139۱وقتی ۱۴ماهو ۲۴روزت بود در خونه ما اولين گامهايت را برداشتي.. البته مامان مهسا گفت روز قبلش که مصادف با روز عاشورابود
چند قدمی تو خونه خودتون راه رفتی
فدای راه رفتنت بشم الهی خوشگلم
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
عصر شام غریبان بود تازه از راه رسیده بودیم که مامان مهسا دستتو گرفت و گفت باهم تاتی تاتی کنیم و کم کم دستتو ول کرد و خودت تونستی چند قدم به تنهایی راه بری
اينقدر خوشحال شديم كه نگو خیلی بامزه بود راه رفتنت انگار یه سینی بزرگ چای داغ دستت بود و مواظب بودی نریزه
و از آن موقع تا به حال نازم كم و بيش تك قدمهايي برمي داري.
عزيز دلم
راهي كه در پيش روي توست پر از فراز و نشيب و پستي و بلنديست،پس گامهايت را بلند و استواربردار.
در اين راه گه سهل و گه دشوار موانعي هم هست كه اگر به خود و خداي خود اعتماد داشته باشي به آساني آنها را پشت سر خواهي گذاشت.
يكدانه ام
جاده زندگي پر از پيروزي و ناكاميست ،از پيروزيها مغرور و از شكستها مايوس مشو.غرور اگر بي اندازه و بيجا باشد تو را زمين خواهد زد و نا اميدي از تو انساني سرخورده و پژمرده خواهد ساخت.
جگر پاره ام
هر شكست مي تواند يك پيروزي بسازد اگر تو بخواهي.پس همواره و در همه حال تلاش كن و هيچگاه و هيچوقت و هيچ جا دست از تلاش و كوشش برندار.از تمام فرصتها نهايت استفاده را ببر و با اتكا به اراده خويش و با ياري خداوند به سوي آينده ات گام بردار
دنيا در دستان توست و آينده پيش رويت.زيبا بسازشان
نخستين گامهايت به سوي فردا مبارك

wooooooooooooooooooooooooooooowااولین گامها
