گل واژه های عروسکم در 22ماهگی

داری کاری انجام میدی و بین ش ، یکی در میون میـــــــگی :
" هـــــــــــــــــــــــــــآ " ...
الهـــــــی دورت بگردم دختر شیرین سخنم .
فدااااااات بشم ...
میگی : " منا نا " !!
مــــــــادر به فدای منا نا گفتنت پاک آسمانی ام .
تو در حال کنجکاوی و کند و کاو ؛
ومامان لا به لای این جست و خیز کودکانه ،
صدایت می کند : مرسانا ، مامان بیا بخور !
و تو پاسخی می دهی که دلم میرود !
.
.
.
می گویی : " بــــَله " .
تو همه چیز تمام هستی مرسانا عزیزم .
می بینی ؟!
مهـــــــربان بی نظیرم ؛
چند روزی ست که نام مامان را صدا میکنی ...
طوری که هیچکس صدا نکرده !
چقــــــــدر چشم در راه اینگونه خطاب کردنت بودم گُل من .
چقدر دل دل میکردم برای شنیدنش از زبان تو !
من به قربان تو فــــــــــــدای تو که چند روزی ست
که حس کنجکاوی ات را ؛
با پرسش های کوتاه کودکانه ات بیان می کنی ...
بگذار تا برایت بنویسمشان گل یاس من :
'گاهی وقت ها کارهایی انجام میدی
که نمیشه در مقابل ات سکوت کرد و
واکنشی نشون نداد .
نمیشه برای تو نمُـــــــرد !
شیرینمثل وقت های که میخواهی بازی کنی
میای و میگی : مامان" اشین " اشاره میکنی پیشت بشینم
انقـــــــــــدر شیرین
ادا می کنی که گاهی بدنم سست میشه .
ســـــــــــــــــــــــــــــــــــلام
عاشق سلام گفتنتم
وقتی وارد میشوی
با صدای نازک و دلبرانه ات به همه" سلام " میکنی
من به قربانت شیرین سخنم


گل واژه های عروسکم در 22ماهگی
