مرسانا جون 6 ماهه شد
دریک روز دل انگیز تابستانی قاصدکی در گوش گل سرخ
رازی را گفت
و آن راز میلاد زیبای تو بود

عزیزم شش ما هگیت مبارککککککککککک 

فدات بشم الهی که نمیذاشتی ازت عکس بگیریم
و فقط حواست به دوربرت بود

هوراااااااااااااااااااااااااااامن وارد هفت ماهگی شدم

عزیزدلم خیلی شیطونو کنجکاو شدی. مامان یه النگو خوشگل دستت کرده بود ولی همش میخواستی بفهمی چیه و اینقدر باهاش بازی کردی تا بالاخره از دستت در آوردی....

و اینم نتیجه کار

عروسکم به محیط دورو برت خیلی عکس العمل نشون میدی حتی نسبت به صداها و لحن حرف زدن .وقتی عصبانی میشی از خودت یه صداهایی در میاری مثل( اد با ما گا) .غریبه هارو کاملا میشناسی .
یه ارگ داری که صداهای مختلفی داره ولی شما به صدای گریه و صدای گاوش خیلی حساسی و تا میشنوی فوری لباتو جمع میکنی و سریع شروع میکنی به گریه کردن
به روزنامه موبایل و تلفن و کنترل تلویزیون علاقه وافری داری
فدای دخترم بشم که داره بزرگ میشه و هر روز شیرینتر
با دایی محمد خیلی جوری وقتی می بینیش ذوق میکنی و دستاتو باز میکنی تا بغلت کنه و فوری بهش لبخند میزنی


اینم کادو منو بابایی احمد برای عزیزیزترینم

کادو بابا مجید و مامان مهسا
عزیزدلم مامان مهسا از ۱۰/۱۲/۹۰رفت سر کار و شما پیش بابا مجید مهربون بودی. دختر گلم با بابایی خیلی همراه بودی و اذیت نکردی و وقتی مامان از سر کار اومد فکر می کرد عکس العمل نشون میدی ولی زیاد مامانو تحویل نگرفتی چون مامان مهسا رو نشناختی به خاطر مقنعه ای که سرش بود .
عزیز مادر خیلیییییییی دوستت دارم بینهایت راسته که میگن نوه مغز بادومههههههههههههه


مرسانا جون 6 ماهه شد
