مامانی فری و مرساناجون

به بهانه نیم سالگی دلبرم

مرسانای من  من خدا رو شکر می کنم واسه داشتنت مرسانای من خدا رو شکر میکنم واسه سالم بودنت مرسانای من خدا رو شکر میکنم واسه اینکه به من طعم مادربزرگ  بودن رو چشوند خدا رو شکر می کنم واسه اینکه   تو میخندی تو شیطنت میکنی تو با چشات به چشام نگاه میکنی تو با اون انگشتای کوچولوت صورتم رو لمس میکنی تو با صداهای نامفهوم فضای خونمون رو پر از انرژی میکنی تو  با اومدنت به همه ی خانواده شور و نشاط  دادی تو باهوشی تو زیبایی تو به من و بابایی انگیزه های بیشتری دادی تو مهربونی تو همه ی زندگی ما هستی جدول رشد عروسکم در نیمسال اول  زندگیش    ۱ماهگی..........................۴کیلو ۴۸روزگی........
9 فروردين 1391

چهارشنبه سوری و اخرین پست سال 90

        غم برو شادی بیا ، محنت برو روزی بیا سرخی تو از من ، زردی من از تو جشن باستانی چهارشنبه سوری مبارک عزیزکم    دلبرکم  سه شنبه شب چهارشنبه سوری بود یه رسم دیرینه که از قدیم مونده و مردم میرن بیرون شهر و اتیش روشن میکنن و از روی اتیش میپرن ومیگن زردی من از تو سرخی تو از من منو بابایی احمد با وجود اینکه خبلی کار داشتیم (اخه عزیزم عید ۲۳ نغر مهمون داریم) این روز رو از دست ندادیم     و همراه فک و فامیل رفتیم  پیش به سوی باغ  برای برافروختن اتیش     هنر نمایی دایی محمد      شکر و سپاس بینهایت برای خداوند مهربون که به ما لطف کرد   و در این  چهارشنبه سوری  به خاطر عروسکم محف...
9 فروردين 1391

نوروز 91 همراه با 200 روزگی نفسم

بـهاران فیض دیگر دارد امسال / هوایش مشک و عنبردارد امسال   عـــــروس قله ای پا میر و بابا / بدامن لعل و گوهر دارد امسال     عزیز دلم  . میخوام هفت سین عید رو به خاطر تو بچینم سبزه را به خاطر روی زیبایت سمنو به خاطر  شیرینی لبخندت سایه دانه به رنگ چشم هایت سیب به خاطر تردیه گونه هایت سکه به خاطر درخشش قلبت     درشکفتن جشن نوروز برایت در همه ی سال سر سبزی جاودان وشادی ،اندیشه ای    پویا  موفقیت و برخورداری از همه نعمتهای خدادادی آرزومندم ۲۰۰ روزگیت مبارک نفسم   عروسکم امسال عید و سفره هفت سین خیلی با شکوهتر جذابتر و دوست داشتنی تر بود چون شما عزیزرو در کنارمون داشتیم ...
9 فروردين 1391

4 ماهگی دلبرم

چهار ماهگیت مبارک عروسکم           پایان ۴ ماهگی  شما عزیز با دو مناسبت همراه بود     ۱- مناسبت اول مصادف بود با سال نو میلادی  ۲۰۱۲     ۲- مناسبت دوم همراه بود با بیست و نهمین ۲۹ سالگرد ازدواج منو بابایی     مامان مهسا و بابا مجید مارو خیلی خیلی سوپرایز و شرمنده کردن ومثل همیشه یه کادو بیاد ماندنی برامون گرفته بودن یه تلفن خوشکل دستشون درد نکنه عزیزای دل  اینشاالله که بتونیم جبران کنیم البته قشنگترین و  بهترین وبا ارزشمند ترین هدیه رو  امسال بهمون داده بودن اونم وجود نازنین مرسانا جونمه  (مغربادوم )امیدوارم همیشه درپناه خدا سالم و عاقبت بخیر باشی عروسکم خوب حالا بری...
8 اسفند 1390

120 روز عاشقی با هدیه خداوند

عاشقتمممممممممممممممممممممممم  وقتی تا کسی که برات اشناست  میبینی با صدای بلند جیغ میکشی و ذوق میکنی     عاشقتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتم وقتی میخوای شیر بخوری انگشت مامانو محکم میگیری   عاشقتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتم وقتی داری گریه میکنی تا اینه رو میبینی ساکت میشی       عاشقتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتم وقتی مدتها با جغجغه سرگرم میشی و بازی میکنی  و ذوق میکنی برای گرفتن اشیا       عاشقتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتم وقتی بابایی احمد هزار مدل ازت عکس میگیره و صدات در نمیاد     و در اخرررررررررررررررررررر عاششش...
8 اسفند 1390

تولد بابایی احمد

عزیزدلم روز چهارشنبه۲۱/۱۰/۹۰ مامان مهسا و بابا مجید اومدن خونمون و وقتی واردشدن  دیدم دست بابایی مجید علاوه برشما قند عسلم یه کیک قشنگ هم هست به محضی که وارد خونه شدن با هم گقتن بابا تولدت مبارک  من و بابایی احمد خیلی خیلی سوپرایز شدیم و طبق معمول هرسال مارو شرمنده و غافلگیر کردن کارهای بابا مجید و مامان مهسا خیلی قشنگه مخصوصا بابا مجید متخصص سوپرایز کردنه همیشه در یاداوری خاطرات خوش زندگیمون سهیم بودن و با زنده کردن این ایام لحظات قشنگی رو برامون ثبت کردن   مهسا جون و مجید جون دستتون درد نکنه دوستتون داریم اینم دوتا هدیه   قشنگ  که برامون اوردن و علاوه بر اینا یه کار قشنگی که ما...
8 اسفند 1390

تولد اسالگی وبم

عروسکم سال گذشته در چنین روزی تصمیم گرفتم   وبلاگی داشته باشم تا بتونم خاطرات عسلم  رو ثبت کنم  هنوز هیچ خبری ازشما نبود  ولی فرشته ها ی مهربون خبرو  رسوندن و شما سریع اومدی تو دل مامانی  خدارو شاکرم بابت اینکه تونستم تمام لحظات شادی رو در این وبلاگ ثبت کنم  توی این مدت یکسال با خیلی ها دوست شدم و از تجارب اونا استفاده کردم  به ارشیو که نگاه میکنم کلی خاطره برام زنده میشه  از تمام لحظات و احساساتی که ثبت شد حالا یک گنجینه با ارزش دارم  گاهی باید برگردم به عقب و نگاه کنم تا یادم بمونه انچه امروز داریم ارزوی دیروزمون بوده و حالا خدارو صد هزار بار شکر میکنم که شما عزیزو به ما هدیه داده  اینشاالله خدا عمر...
8 اسفند 1390