مامانی فری و مرساناجون

یادگاری برای مرسانای عزیزم

 یک توصیه به گل قشنگ زندگیم مرسانای عزیزم         یک روز رسد غمی به اندازه کوه       یک روز رسد نشاط اندازه دشت       افسانه زندگی چنین است     در سایه کوه باید از دشت گذشت       عزیز دلم امروز وقتی داشتم تو فیس بوک میچرخیدم دیدم یه نفر مطلب قشنگی گذاشته خیلی به دلم نشست اینجا برات ثبت کردم تا بدونی پشت هر غمی شادیه و بعد از هر شادی  غم باید پذیرفت و لبخند زد زندگی پستی و بلندی داره بنابر  این در تمام مراحل زندگی باید توکلت به خدا باشه  اینو به عنوان یادگاری از من داشته باش گل قشنگم مرسانای عزیزم تا هر وقت بزرگ شدی از ناملایمات زندگی باکی ند...
27 مرداد 1391

خدا

        دلم گرم خداوندی است که با دستان من گندم برای یاکریم خانه میریزد چه بخشنده خدای عاشقی دارم...!!!! که میخواند مرا با اینکه میداند گنهکارم ...!!! دلم گرم است میدانم بدون لطف او تنهای تنهایم... برایت من خدا را ارزو دارم..           عزیز دلم دختر قشنگم این متن به مناسبت اولین ماه      رمضانی که همراه ما هستی  رو برات به یادگاری ثبت    میکنم       تا همیشه   به خاطر داشته باشی بزرگترین حامی و    پشتیبانت  در زندگی خداوندبزرگ و مهربانه   عشقم    در اولین ماه مبارکی که با هم هستیم        برات بزرگترین دعارو که عاقبت...
27 مرداد 1391

دل نوشته ای برای مرسانای عزیزم

  دلنوشته ای  برای مرسانای عزیزم   نه تو مي ماني و نه اندوه و نه هيچيك از مردم اين آبادي... به حباب نگران لب يك رود قسم، و به كوتاهي آن لحظه شادي كه گذشت، غصه هم مي گذرد، آنچناني كه فقط خاطره اي خواهد ماند... لحظه ها عريانند. به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز ...
27 مرداد 1391

<no title>

    عروسک مامان کمتر از یک ماه دیگه به تولدت نمونده اینشالله تا اونروز اتفاق خاصی نیفته و بتونیم تولدتو هرچه با شکوهتر  جشن بگیریم البته دقیقا روز تولدت عروسی یکی از فامیلهای نزدیک دعوتیم     الان یه ده روزی هست که مشغول کارای تولدت هستم و با عشق این  کارهارو انجام میدم البته بابایی احمدهم خیلی دست کمکم هست  اخه مامان مهسا وقت این کارا رو نداره وحسابی مشغوله از صبح تا ظهر اداره  بعد هم که کارهای خونه و نگهداری شمادیگه وقتی براش نمی مونه       همیشه دوست داشتم مامان مهسا هر وقت نی نی داشت اولین تم تولدش  کفشدوزک باشه که وقتی پیشنهاد دادم بابا مجیدمهربون  و مامان مهسا  عزیزلطف کردن و قب...
27 مرداد 1391

تولد بابا مجید مهربون

       مجید عزیز   زادروزت شیرین، پرعشق و نورآفرین باد.   قهقهه هایی آسمانی و آرامش زلال زندگی را برایت آرزو دارم   تولدت مبارک       تقدیم به مرسانای عزیز م به بهانه تولد بزرگترین عشق زندگیش       دخــــتر که باشی میدونی اولین عشق زندگیت, پــــــــــدرتِ دخــــتر که باشی میدونی محکم ترین پناهگاه دنیا, آغوش گرمِ پـــدرتِ   دخــــتر که باشی میدونی مردانه ترین دستی که میتونی تو دستات بگیری و    بعدش دیگه از هیچی نترسی   , دستای مهربون و گرم پــــدرتِ     دخــــتر که باشی میدونی همه دنیا پــــــــــدرتِ     دخــــتر که باشی میدونی هر جای دنیا که ...
27 مرداد 1391

یازدهمین ماهگرد عشق ما

  تو عزیزی تو شکوهی  تو طلوعی تو نجاتی تو تموم لحظه هایی تو گل فرشته هایی گل من یازدهمین ماهگردت مبارک یه   دونه دوست دارم چون یدونه ای،   دو تا دوس ت دارم چون دومیت وجود نداره          صد تا دوست دارم چون تا صد ساله دیگه هم که بگردم،     مثل تو را پیدا نمی کنم. ...
27 مرداد 1391

جشن دندونی 12/3/91

به جشن دندونی مرسانا جون خوش امدید       عروسک قشنگم در تاریخ                                                                               &nbs...
3 مرداد 1391