دل نوشته ای برای مرسانای عزیزم
دلنوشته ای برای مرسانای عزیزم نه تو مي ماني و نه اندوه و نه هيچيك از مردم اين آبادي... به حباب نگران لب يك رود قسم، و به كوتاهي آن لحظه شادي كه گذشت، غصه هم مي گذرد، آنچناني كه فقط خاطره اي خواهد ماند... لحظه ها عريانند. به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز ...
نویسنده :
مامان فریبا
0:11








